محمد ابراهيم سبزوارى
47
شرح گلشن راز ( فارسى )
فوق بعض ، مختلفة بالشدّة و الضّعف . و چون « 1 » نور وجود حقيقى كه يك حقيقت واحده است و به حسب استعداد قوابل تعيّنات اين نور واقعى و وجود حقيقى ظهورات متفاوته دارد در شدّت و ضعف و كمال و نقص . و مطابق است « 2 » آنچه « جامى » سامى فرموده است : « اعيان همه شيشههاى گوناگون بود * كافتاده در او پرتو خورشيد وجود هر شيشه كه سرخ بود يا زرد و كبود * خورشيد در او در آنچه او بود نمود » اما در عين اتّحاد ، اختلاف « 3 » است ، و در عين كثرت ، وحدت است . چه در رجوع به اصل خود نه از گل ، خار ، و نه از خار ، عار . نيست با او نه رنگ « 4 » و نه بويى . « بىرنگ بود نگار بىرنگ اى دل * قانع نشوى به رنگ ناگاه اى دل » [ وحدت و كثرت ] يكى بسيار و بسيار اندكى شد قول ايشان اشاره به قاعدهى وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است . چنانكه علّت العلل كه ذات واحد بسيط است ، اوّلا در هريك از نود و نه اسم بهعنوان او ظهور نموده . و ثانيا در تمام مرايى و مظاهر تعيّنات عالم - فى كلّ بحسبه - متجلّى است . يعنى در تعين « 5 » سماء به اسم يا
--> ( 1 ) . شا : مثل ( 2 ) . شا ( است ) را ندارد . ( 3 ) . شا : اختلافات ، اتّحاد ( 4 ) . پا : و با او رنگ ( 5 ) . پا : تعيين